پايان نامه

مشخصات پايان نامه:

۹۹/۷/۳۰ ساعت ۱۵:۰۰ در اتاق دفاع مجازي پرديس البرز به ادرسvclas9.ut.ac.ir/alborz5 دفاع:
۳۵۷۸ شناسه:
نگار جعفري دانشجو:
رابطه خود شفقت ورزي با اضطراب و افسردگي:نقش واسطه اي نشخوار فكري و نگراني عنوان فارسي:
The Relationship between Self-compassion and Anxiety and Depression: The Mediating Role of Rumination anh Worriment عنوان انگليسي:

خود شفقت‌ورزي يك مفهوم نسبتاً جديد در حوزه روانشناسي شخصيت است (گيلبرت ، 2005). خود شفقت‌ورزي يعني اين كه يك فرد نسبت به رنج‌هاي خود آگاه باشد و آن ها را بپذيرد. از خودش مراقبت كرده و با خود مهربان باشد. هنگام ناكامي‌ها و شكست ها خودش را درك كند و مورد قضاوت قرار ندهد و بداند كه تجربه‌هاي يك فرد بخشي از تجارب معمول انسان است. (نف ، 2003).

خود شفقت ورزي شامل سه مؤلفه است كه روي يكديگر اثر متقابل دارند. اين سه مؤلفه عبارتند از: مهرباني با خود در مقابل قضاوت كردن خود، اشتراكات انساني در مقابل انزوا و ذهن آگاهي در مقابل همانند سازي افراطي مهرباني با خود يعني رفتار كردن همراه با عفو، صميميت، حساسيّت و پذيرش خود، به ويژه در مواجهه با شكست‌ها يا ضعف‌هاي شخصي. اشتراكات انساني شامل تشخيص اين موضوع است كه مشكلات، غم و اندوه و نواقص در حقيقت بخشي از تجربه انساني است و افراد در مشكلات تنها نيستند و تمام نوع بشر هريك به گونه اي با يكي از اين معضلات دست و پنجه نرم مي‌كنند. ذهن آگاهي شامل توجه و تصديق افكار و احساسات دردناك است، بدون آنكه اين افكار ما را از پا در بياورند؛ به عبارت ديگر ذهن آگاهي يعني پذيرفتن تجربه دردناك و سپس گذشتن از كنار آن (نف، 2003).

شواهد فزاينده حاكي از آن است كه خود شفقت‌ورزي با بهزيستي روانشناختي و سلامت رواني رابطه دارد و به عنوان يك عامل حمايتي مهم باعث افزايش تاب‌آوري هيجاني مي‌شود. به عنوان مثال، يافته‌ها نشان مي‌دهد كه خود شفقت‌ورزي بيشتر با اضطراب و افسردگي كمتر رابطه دارد (ليري، تيت ، آدامز ، بتس آلن و هنكوك ، 2007؛ نف، 2003؛ شريفي ساكي، 1397؛ نوربالا، برجعلي و نوربالا، 1392؛ كهتري، حشمتي و پورشريفي، 1397).

در حالي كه ادبيات پژوهشي نشان مي‌دهد خودشفقت ورزي با پيامدهاي مثبت روانشناختي مانند كاهش افسردگي و اضطراب مرتبط است، با اين حال، هنوز مشخص نيست كه ساز و كارهاي دخيل در اين فرايند چيست و خود شفقت‌ورزي چگونه باعث كاهش افسردگي و اضطراب مي شود؟

نشخوار فكري افسرده ساز يك نامزد احتمالي براي واسطه‌گري در رابطه بين خود شفقت ورزي و افسردگي است. طي دو دهه گذشته، نشخوار فكري به عنوان سازه‌اي مهم در فهم چگونگي ايجاد و تداوم خلق افسرده مورد توجه محققان قرار گرفته است. پژوهش ها نشان مي‌دهد، اين نوع تفكر در برخي اختلال‌هاي هيجاني نظير افسردگي، وسواس و اضطراب فراگير مشاهده مي‌شود (سيموز ، 2009). به طور كلي، نشخوار فكري يك شكل تكرار شونده از تفكر است كه فرد به صورت مدام درباره احساس غمگيني و افسردگي خود، دلايل و معناي آن فكر مي‌كند (نولن هوكسما، ويسكو و ليوبومرسكي ، 2008؛ واتكينز، 2008). اين افكار تكرار شونده مانع حل مسئله مؤثر مي‌شوند و به افزايش افكار منفي مي-انجامند (آبلا و هانكين ، 2007). نشخوار فكري نه تنها حالت همبود با افسردگي محسوب مي شود (سادوك، 2009)، بلكه سبب مي شود علائم آغازين افسردگي شديدتر شده، به سمت دوره‌هاي افسردگي اساسي حركت كنند يا دوره هاي افسردگي اخير طولاني تر شوند (نولن هوكسما و همكاران، 2008).

به همين ترتيب، نگراني به عنوان متغير واسطه‌اي بين خودشفقت-ورزي و اضطراب فرض شده است (رائس ، 2010). نگراني به عنوان تفكر تكراري در مورد تهديد، خطر، عدم اطمينان و فاجعه در آينده تعريف مي‌شود (واتكينز ، 2008). سازه نگراني شباهت بسياري با سازه نشخوار فكري دارد تا جايي كه هر دو ممكن است در آسيب‌شناسي نقش داشته باشند (هانگ ، ۲۰۰۷). نگراني و نشخوار فكري هر دو متمركز بر خود، تكراري و مبتني بر سبك شناختي انعطاف ناپذير هستند. هم چنين هر دو سازه در تداوم عاطفه منفي و نقص مهارت‌هاي شناختي دخيل هستند (هاگز ، آلوي و كاكسول ، ۲۰۰۸). نگراني، اضطراب را پيش‌بيني مي‌كند (هانگ، 2007) و يكي از جلوه‌هاي اصلي اختلال اضطراب منتشر است (انجمن روان شناسي آمريكا ، 1994). مطالعات بسياري رابطه نگراني و نشخوار را با هم و با علايم افسردگي و اضطراب نشان داده اند (سگرستروم، سائو، آلدن و كرسكا، ۲۰۰۰؛ فرسكو، فرانكل، منين، تارك و هيمبرگ، ۲۰۰۲؛ موريس، رولفس، راسين، فرانكن و مي ير، ۲۰۰۵؛ موريس، رولفس، ميسترس و بومسما، ۲۰۰۴). ويليامز و همكاران (2008) نشان دادند كه نگراني نقش واسطه‌اي بين سطوح بالاي خودشفقت‌ورزي و سطوح پايين اضطراب در دانشجويان دارد. ليري و همكاران (2007) نشان دادند كه افراد خود شفقت ورز وقايع منفي را كمتر فاجعه سازي مي‌كنند.

بر اين اساس، با اينكه چندين مطالعه به نقش واسطه‌اي نشخوار فكري و نگراني در اضطراب و افسردگي پرداخته‌اند، با اين حال تعداد اين مطالعات اندك است و گاه مطالعات انجام شده، نيز يافته‌هاي متفاوتي را نشان داده‌اند (كامز و روبرتز ، 2007). همچنين در داخل كشور نيز بيشتر مطالعات به ارتباط بين نشخوار فكري و نگراني با اضطراب و افسردگي پرداخته‌اند و مطالعه‌اي كه به ساز و كارهاي واسطه‌اي بين اين دو متغير در يك مطالعه پرداخته باشد، انجام نشده است. لذا ساز و كار زيربنايي رابطه بين خود شفقت ورزي و اضطراب و افسردگي چالشي است كه امروزه وجود دارد و پژوهش حاضر با هدف بررسي نقش واسطه‌اي نشخوار فكري و نگراني به عنوان دو نوع از افكار تكرار شونده در رابطه بين خود شفقت ورزي و اضطراب و افسردگي در جهت پاسخ به اين چالش طراحي شده است.

چکيده:

خود شفقت ورزي،اضطراب،افسردگي،نشخوار فكري،نگراني

کلمات کليدي

اساتيد:

دکتر اعظم نوفرستي استاد راهنما:
استاد راهنماي دوم:
استاد مشاور:
استاد مشاور دوم:

مقالات مستخرج از پايان نامه:

چکيده سال انتشار مجله/همايش/انتشارات
Vol/Issue/Pages
عنوان / نويسندگان وضعيت / نوع

درباره پرديس

تماس با ما

اداره رياست: ۸۸۳۹۱۴۰۰-۰۲۱
امور مالي: ۸۸۳۹۰۸۸۷-۰۲۱
امور اداري: ۸۸۳۹۸۸۶-۰۲۱
آموزش: تماس با کارشناسان آموزش
دورنگار: ۸۸۳۹۰۸۸۹-۰۲۱
دورنگار دبيرخانه: ۸۸۳۹۰۸۸۶-۰۲۱ داخلي ۲۶۰

تهران، بلوار کشاورز، خيابان وصال شيرازي، كوچه فردانش پلاك ۲

آمار وب سايت

توجه

تمامي حقوق براي پرديس البرز دانشگاه تهران محفوظ است. بازنشر اطلاعات اعم از اخبار صفحات وب سايت با ذکر منبع بدون اشکال است. ارجاع به پايان نامه‌هاي دانشجويي بايد قالب استاندارد علمي انجام شود.